تبليغاتX
تنها ستاره شبهای بی کسیم

تنها ستاره شبهای بی کسیم

 

برقص گویی هرگز کسی تو را نمی بیند.

عاشق شو گویی هرگز کسی دلت را نشکسته است

و زندگی کن گویی بهشت اینجاست...

                                           

+نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت22:53توسط پونه | |

 

مردان در صید عشق به وسعت نامتناهی نامردند گدایی عشق می کنند

 تا وقتی مطمئن به تسخیر قلب زن نشدند.اما همینکه مطمئن شدند

 مردانگی را در کمال نامردی به جا می آورند.

                                                                                                دکتر شریعتی

+نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت22:51توسط پونه | |

 

در این خاموشی نزدیک

در این سراپرده تاریک

آنچه می خواهم نمی بینم

آنچه می بینم نمی خواهم...

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت16:17توسط پونه | |

 

پنجم آذر یکی از تلخترین و بدترین روزهای زندگیم بود...

+نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت11:22توسط پونه | |

 

همه را می شنوم

می بینم

من به این جمله نمی اندیشم

به تو می اندیشم

ای سراپا همه خوبی

تک و تنها به تو می اندیشم

همه وقت

همه جا

من به هر حال که باشم به تو می اندیشم

تو بدان این را تنها تو بدان

تتو بیا تو بمان

تو بمان با من تنها تو بمان

جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب

من فدای تو به جای همه ی گلها تو بخند

اینک این من که به پای تو در افتادم باز

ریسمانی کن از آن موی دراز

تو بگیر

تو ببند

+نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت11:12توسط پونه | |

 

در نیمه های شب

          جز  من که با خیال تو می گشتم

                                   جز من که در کنار تو می سوختم غریب!

تنها ستاره بود که می سوخت

                                  تنها نسیم بود که می گشت                     

+نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت11:3توسط پونه | |

 

آن شب،یک شب پر ستاره نبود...یک شب زیبای بهاری نبود...یک شب آرام و مهتابی نبود،

یک شب با هوای مطبوع و دل انگیز پاییزی نبود...فقط یک شب بود...یک شب سرد...

یک شب سرد یلدایی...یک شب سرد که او هم بود...او تنها عشق من بود...

بود...هست...و خواهد ماند.

 

+نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت10:59توسط پونه | |

 

اگه چشمات بگن آره

هیچکدوم کاری نداره...

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت15:43توسط پونه | |

این هدیه از یه عزیزه(صبای گلم)

 

باز باران ....

باز باران بي ترانه ....
باز باران با تمام بي كسي هاي شبانه
مي خورد بر مرد تنها
مي چكد بر فرش خانه
باز مي آيد صداي چك چك غم
باز ماتم ...

من به پشت شيشه ي تنهايي افتاده
نمي دانم ، ‌نمي فهمم
كجاي قطره هاي بي كسي زيباست ....


نمي فهمم چرا مردم نمي فهمند
كه آن كودك كه زير ضربه ي شلاق باران سخت مي لرزد
كجاي ذلتش زيباست ....
نمي فهمم ....


كجاي اشك يك بابا
كه سقفي از گل و آهن به زور چكمه ي باران
به روي همسر وپروانه هاي مرده اش آرام باريده
كجايش بوي عشق و عاشقي دارد .....
نمي دانم ....

نمي دانم چرا مردم نمي دانند
كه باران ،‌عشق تنها نيست
صداي ممتدش در امتداد رنج اين دلهاست
كجاي مرگ ما زيباست ....
نمي فهمم....

ياد آرم روز باران را
ياد آرم مادرم در كنج باران مرد
كودكي ده ساله بودم
مي دويدم زير باران ، از براي نان ....

مادرم افتاد ...
مادرم در كوچه هاي پست شهر آرام جان مي داد
فقط من بودم و باران و گلهاي خيابان بود
نمي دانم كجاي اين لجن زيباست .....

بشنو از من كودك من
پيش چشم مرد فردا
كه باران هست زيبا از براي مردم زيباي بالادست ....
و آن باران كه عشق دارد
فقط جاريست براي عاشقان مست .....

و باران من و تو درد و غم دارد ....
خدا هم خوب مي داند
كه اين عدل زميني ، عدل كم دارد ....

    کارو

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت15:38توسط پونه | |

 

دیشب خواب دریا رو دیدم، آبی آبی بی کران بی کران ...

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت17:51توسط پونه | |

 

اندکی عاشقانه تر زیر باران بمان،ابر را بوسیدم تا بوسه بارانت کند.

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت17:46توسط پونه | |

 

چترم باز باشد یا بسته فرقی نمی کند

                 بی تو آسمان دلم همیشه ابری است...

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت17:42توسط پونه | |

 

يه وقت هايي كه خيلي دلم مي گيره با خودم

با خدا ي خودم خلوت مي كنم

وقتي كه دلم رو مي شكنن

 وقتي كه تنهاتر از هميشه ميشم خيلي مي شكنم

 يه وقتها ميگم آخ كه دلم شكست

حالا ديگه دل شكستن برام عادي شده

همچين احساس مي كنم پشتم شكسته دلم مي گيره

اشكام جاري ميشن

اه كه مي كشم مي دونم كه خدا داره مي شنوه

 ولي نمي دونم چرا هيجكاري نمي كنه برام

تو دل شب صداش مي كنم

تو تنهايي هام تو بي كسي هام

 اما نمي دونم چرا ديگه جوابم رو نميده

اگه نا اميد بودم كه صداش نمي كردم

 خدايا بد جوري بريدم مثل هميشه به دادم برس

خدايا كمكم كن به خودت قسم كه پائيز و بهارم يكيه

همش خزونه

همش سرد

ابر

دلگير

 سه ساله دارم هر روز ميميرم

 كمكم كن خدايا

                تنهاتر از هميشه

+نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت20:24توسط پونه | |

 

امروز خیلی دلم گرفته...

           تنهاتر از همیشه...

+نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت20:11توسط پونه | |

 

همیشه هستند کسانی که نمی خواهند پرواز تو را ببینند!!!

تو به پرواز فکر کن نه به آنها.

                                    

  

+نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت19:4توسط پونه | |

 

مژده بده مژده بده یار پسندید مرا

سایه او گشتم او برد به خورشید مرا

جان دل و دیده منم ،گریه خندیده منم

یار پسندیده منم ،یار پسندید مرا

کعبه منم قبله منم،سوی من آرید نماز

کان صنم قبله نما خم شد و بوسید مرا.

                                            پیشاپیش عیدتان مبارک

+نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت17:40توسط پونه | |

...      

+نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت21:18توسط پونه | |

 

عشق یعنی اینکه باور کنیم یک دل دیگر ارادتمند ماست.

+نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت21:0توسط پونه | |

وقتی که بود نمی دیدم

وقتی می خواند نمی شنیدم

وقتی دیدم که نبود

وقتی شنیدم که نخواند

                             دکتر شریعتی

+نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت17:52توسط پونه | |

داستانها دارم

از دیاران که سفر کردم و رفتم بی تو

از دیاران که گذر کردم و رفتم بی تو

بی تو می رفتم

تنهای تنها

و صبوری مرا

کوه تحسین می کرد

+نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت17:50توسط پونه | |